نویسندگان وبلاگ :
معصومه (@)[0]
سلام دوست عزیزم. به**ایستگاه دوستی** خوش آمدی. امیدوارم لحظات خوبی را در این وبلاگ سپری کنی. با آرزوی موفقیت برای شما.
علائم عاشق شدن مردها
ژست![]()
دستش را به طرف گلویش برده و کراوات خود را صاف میکند
یقه اش را میزان میکند
گرد و غبار فرضی روش شانه هایش را میتکاند
آستین، پیراهن و لباسهای دیگر خود را مرتب و صاف میکند
موهایش را مرتب میکند
قلاب کردن شست در کمربند ![]()
این عمل به معنای ابراز و بیان قدرت و صلابت مردانگی بوده و فرد سعی در نشان دادن قدرت و توانگری خود میکند.
حالت بدن ![]()
وضعیت بدن یک نشانه است، اگر او علاقمند باشد، به سمت شما قرار خواهد گرفت. اگر در حال نشستن پایش به سـمت شما اشاره نماید، این یک علامت خوب خواهد بود.
خیره شدن ![]()
خیره شدن به شما حتی چند ثانیه بیشتر از حد لزوم، همراه گشاد کردن چشم ها به معنای نشان دادن چراغ سبز است.
نگاه معنی دار ![]()
دست به کمر ایستادن
این حالت ایستادن برای بزرگتر جلوه نمودن و ابراز آمادگی برای گرفتاری و درگیری است!
خودشناسی هندسی
شاید شما هم جزو افرادى هستید که در دوران تحصیل درس هندسه برایتان هیچ جذابیتى نداشته و احتمالاً از شنیدن نام آن بیزارید ولى چند لحظه این موضوع را فراموش کنید.
بعد ساده ترین اشکال هندسى را به خاطر بیاورید؛ مربع، مستطیل، مثلث، دایره و منحنى. سپس خیلى سریع و بدون اینکه زیاد به مغزتان فشار بیاورید شکلى را انتخاب کنید که بیشتر از همه مى پسندید.
در حقیق ت یک تست روانشناسى پیش روى شما قرار دارد که با توجه به انتخابتان بسرعت نشان مى دهد شما در زندگى چه جور آدمى هستید و در چه مشاغلى احتمال موفقیتتان بیشتر است!
مربع 
افرادى که شکل مربع را انتخاب مى کنند کسانى هستند که در یک محیط پایدار بیشترین احساس آرامش را دارند و مسیر کارهایشان کاملاً واضح است. چنین اشخاصى محافظه کارند و دوست دارند همه چیز مرتب و منظم باشد.![]()
وظیفه شناس هستند و اگر کارى را به آنها محول کنید آنقدر روى آن وقت مى گذارند تا تمام شود، حتى اگر کارى تکرارى و طاقت فرسا باشد و مجبور شدند به تنهایى آن را انجام دهند.
مستطیل 
اصولگرایى مشخصه بارز این افراد است. آنها نیز نظم و ترتیب را دوست دارند ولى آن را بیشتر از طریق سازماندهى هاى دقیق اجرا مى کنند.
این امر سبب مى شود که راه هاى مناسبى را انتخاب و همه قواعد و مقررات را بررسى کنند. اگر وظیفه اى را به این اشخاص محول کنید ابتدا آن را به خوبى سازماندهى مى کنند تا اطمینان یابند که بطور اصولى اجرا خواهد شد.
مثلث 
اشخاصى که شکل مثلث را انتخاب مى کنند هدف گرا هستند. آنها از برنامه ریزى قبل ازانجام کارها لذت مى برند و به طرح موضوعات و برنامه هاى بزرگ و بلند مدت تمایل نشان مى دهند، اما ممکن است جزئیات را فراموش کنند.
اگر کارى را برعهده آنها بگذارید ابتدا هدفى را براى آن تعیین و سپس با برنامه ریزى کار را آغاز مى کنند.
دایره 
چنین افرادى اجتماعى و خوش صحبت هستند، هیچ لحن خشنى ندارند و امور را به وسیله صحبت کردن درباره آنها تحت کنترل خود در مى آورند. ارتباطات اولین اولویت انها در زندگى است.
مطمئن باشید که اگر وظیفه اى به آنها محول شود آنقدر درباره آن صحبت مى کنند تا هماهنگى لازم ایجاد شود.
منحنى 
خلاقیت در این قبیل افراد موج مى زند و اغلب اوقات کارهاى جدید و متفاویت را ارائه مى دهند. نظم و ترتیب برایشان کسالت آور است
و اگر تکلیف را براى آنها در نظر بگیرید ایده هاى خوب و مشخصى را براى آنها ابداع مى کنند.
به طور کلى افرادى که سه شکل اول یعنى مربع، مستطیل و مثلث را انتخاب مى کنند در جهت مسیر ویژه در حرکت هستند و کارها را به طور منطقى و اصولى انجام مى دهند ولى ممکن است خلاقیت کمى داشته باشند.
اما گزینش دایره و منحنى نشان دهنده خلاقیت و برون گرایى است. چنین افرادى به موقعیت هاى جدید وسایر افراد دسترسى پیدا مى کنند ولى چندان اصولگرا و قابل اعتماد نیستند.
کاربرد تست 
این تست براى ارزیابى افراد نسبت به موقعیت شغلى شان کاربرد دارد و یا به منظور پى بردن به این نکته که اشخاص مختلف تا چه حد مى تواند با هم کارکنند. اگر شما بشدت علاقه مندید که یک کار خاص و اصولى را انجام دهید یک فرد مربع دوست مى تواند همکار خوبى برایتان باشد.
همچنین اینگونه افراد براى کار در دوایر حسابرسى هم کاملاً مناسبند.![]()
اگر کارها نیاز به سازماندهى گروهى داشته باشد مثلث دوستان در پیشبرد فعالیت ها موفق خواهند بود. این افراد مى توانند مجرى خوبى باشند چون اهداف را مشخص و اطمینان مى یابند که دستیابى به آنها ممکن است.
براى هر نوع ارتباطات حضورى افرادى که دایره را انتخاب مى کنند، بهترین هستند. آنها مى توانند یک کارمند خوب، مسؤول پذیرش یا فردى باشند که به مشتریان خود خدمات مناسبى را ارائه مى دهند.
بالاخره افرادى که شکل مورد علاقه شان منحنى است همیشه ایده هاى تازه دارند و به طور مثال براى کار در شرکت هاى تبلیغاتى مناسبند
هفت سین

اعضاى خانواده همه در تب و تابند، تا ساعت تحویل سال نو اندکى بیشتر نمانده ، دختر خانواده با نگرانى سفره هفت سین را مى نگرد ، گاه چیزى را اندکى جابجا مى کند، زاویه آیینه را تغییر مى دهد تا قرآن و سبزه در دل آن بنشیند، همه اعضاى خانواده به دور سفره عید مى نشیند و سال نو را با صمیمت آغاز مى کنند. نوروز درپاى سفره ایى که اجزاء آن همگى راز آلود و زیبایند آغاز شده است ؛ سنت زیبایى که خانواده را ملزم مى سازد دراین لحظه همه در کنار یکدیگر قرار گیرند نقش برجسته و مهمى در وفاق و همبستگى میان اعضاء خانواده دارد به ویژه اهمیت این سنت وقتى آشکار مى شود که در جوامع امروز با کمرنگ شدن ارزش و اهمیت خانواده روبرو هستیم. اجزاء سفره عید یا سفره هفت سین و نماد آن اجزاء چیست از کجا آغاز شده و چگونه به ما رسیده است؟ سفره هفت سین با نوروز پیوند نا گسستنى دارد و جزیى از آن است ، گذشته نوروز و نقطه آغازین آن چندان مبهم و به افسانه آمیخته است که براى یافتن چرایى آن جز توسل به اسطوره ها و افسانه ها راهى باقى نمى ماند.
امروزه این خوان نوروزى در اقصى نقاط کشور گسترده مى شود: " سفره ایى محدود به ترکیب لغوى سین درهمه جا رایج نیست اما اصل گسترش سفره عمومیت دارد. چه در تمام شهرها و روستاهاى ایران گسترده مى شود... این خوان مجموعه اى است بسیارمتنوع از آنچه که در زندگى به آن محتاجند"(1) برخلاف تصور عامه که هفت سین را فرا گیر و همگانى مى دانند انواع ترکیبات دیگر با عدد هفت در کشورمان رایج است مانند هفت شین که درمیان هموطنان زرتشتى رواج دارد: بعضى هفت سین را در اصل هفت شین مى دانند: شراب و شکر، شهد و شیر ، شمع و شمشاد و شانه یا شایه ( میوه) و برخى آن را صورت دگر گونه هفت چین مى آورند یعنى هفت چیز چیده شده از درخت. این سنت ارزنده چنان مسخ شده که هفت میم نیز بر سر سفره نهاده اند: مرغ ، ماهى ، میوه ، ماست ،مربا، مسقطى و میگو"(2) چنانکه بر مى آید در سفره عید آنچه مشترک است عدد هفت است و آینه و کتاب مقدس ( در میان مسلمانان قرآن و زرتشتیان اوستا) و البته آب وماهى زنده در درون آن .
عدد هفت عددى مقدس در نزد ملل مختلف است واز جمله در ایران به دلایلى این عدد مقدس شمرده مى شده است: هفت آسمان، هفت شهرعشق، هفت خوان رستم و هفت سین یا شین یا میم سفره عید از حضور مستمر این عدد در سنن و عقاید این ملت حکایت دارد. " هفت نزد ایرانیان عدد مقدسى است و با هفت امشا سپندان یا هفت جاودانه مقدس ارتباط کامل دارد"(3) امشاسپندان یا جاودانان مقدس، مقدسان بى مرگ یا جاودانان پاک، صفات پاک اهورامزدا هستند و نامهایشان به ترتیب عبارتند از: ( واژه ها به صورت فارسى آمده نه پهلوى و اوستایی)؛1- بهمن 2- اردیبهشت 3- شهریور 4- سفندارمذ یا اسفند 5- خرداد 6- اَمـِرتات یا امرداد یا بنابر غلط مشهور مرداد. " آنچه از اوستا بر مى آید در راس این شش امشاسپندان گاه "سپنته مئینیو" قرار داشته و گاه اهورا مزدا، و با این افزوده عدد هفت را کامل مى کرده اند.
همچنین گاه به جاى اهورا مزدا، ایزد سروش را براى کامل کردن عدد هفت افزوده اند"(4) متاسفانه تاکنون میان اجزاء هفت سین ( آنچه بیشترین فراوانى را میان ملت ایران دارد) و هفت امشاسپند ارتباط معنایى یافت نشده است :وهومن یا بهمن به معناى اندیشه نیک اشه وهیشته یا اردیبهشت به معناى بهترین و بالاترین راستى و پاکى خشثروئیریه یا شهریور با معناى بهترین و بالاترین راستى و پاکى سپنته آرمئى تى یا سفندارمذ ( اسفند) فروتنى مقدس هئوروتات یا خرداد: رسایى و تندرستى امرتات یا بیمرگى ( الف در اول کلمه امرتات نفى کننده است مرداد به تنهایى به معنى مرگ و نیستى است) " اگر در درازاى زمان هفت "سینی" یا هفت میوه یا گل یا سبزى که با سین آغاز مى شوند و هر یک با نشانه اى از با رورى و تندرستى تلقین شده اند، در آنجا باید پاى ذوق لطیف ایرانى را جستجو کرد. آن چیزهایى که امروزه، خوان ما را زنیت مى بخشد و همه اهل خانه را به جهانى از شادى و سرسبزى فرا مى خواند چیست، سبزه نو دمیده است و سنبل خوش بر و خوش بو، سیب که میوه اى بهشتى نام گرفته است و نمادى از زایش است ، سمنو این مائده تهیه شده از جوانه گندم که بخشى از آیین هاى باستانى را یاد آورى مى کند.
سنجد که بوى و برگ و شکوفه درخت آن محرک عشق و دلباختگى است. سیر که از دیر زمان به عنوان دارویى براى تندرستى شناخته شده است، دانه هاى سپند(اسفند) که نامش به معنى مقدس است و دانه هاى به رشته کشیده آن زینت بخش خانه هاى روستایى و دافع چشم بد. ما بر این خوان آیینه مى گذاریم که نور و روشنایى مى تاباند، شمع مى افروزیم که روشنایى و تابش آتش را به یاد مى آورد ، تخم مرغ که تمثیلى از نطفه و بارورى است، کاسه آب زلال به نشانه همه آبهاى خوب جهان و ماهى زنده در آب به نشانه تازگى و شادابى ."(5) با مقایسه اى میان معناى نام امشاسپندان ( که نام 6 ماه از سالهاى شمسى نیز هست) و کنایات و استعاره هاى اجزاء سفره هفت سین آشکار مى گردد که جز سپنته و اسفند که تنها تکرار واژه است ایندو ارتباط دیگرى با یکدیگر ندارند و این ناشى از مسخ و قلب این سنت کهن در طى اعصار طولانى است.
به هر روى تنها مى توان گفت که خوان نوروزى که اجزاء آن با عشق چیده شده است ، بر رخسار زیباى محبت و مودت خانوادگى زیبایى طبیعت و رنگ هاى اعجاب آور آن را هم خواهد افزود .
چرا که نوروز جشن طبیعت و جشن نوشدن زندگى است. 
بنام تنها پناه بی پناهان خدایا... خیلی دلم گرفته، خیلی احساس تنهایی می کنم ، فکر میکنم توی دنیا اضافی ام ، از دنیا و هر چیزی که دنیاییه بدم میاد ، متنفرم. خسته شدم ، تا کی باید در این دنیا بمانم ؟ چرا خدا منو نمیبره پیش خودش؟ میدونم وقتی بمیرم بدون سوال و جواب من را راهی زبانه های آتش جهنم می کنند. خیلی دردناک و وحشتناک است. ولی هر چه باشد بهتر از اقامت در این دنیاست. احساس می کنم هرچه زودتر وداع را بخوانم بهتر است شاید اینگونه گناهانم کمتر باشد. از تو هم دور شدم ، میدونم با این کارها دیگه دوستم نداری ، ولی تو دیگه تنهام نگذار ، تو دیگه پشت بهم نکن.نمیدونم چرا اینقدر تغییر کردم ؟! دلم برای مریم سابق تنگ شده ، مریمی که صاف و ساده بود ، قلبش مثل آسمان صاف بود و نوری مانند خورشید در قلبش می درخشید اون نور تو بودی ، آره اون روزا تو قلبم بودی... باهام بودی ، ولی حالا تنهام گذاشتی . خدایا کمکم کن، دارم از پرتگاه می افتم ، دستامو بگیر ، بکشم بالا انقدر بالا که بیام پیش خودت. آشفته دلی خفته در خلوت و خاموش او زاده ی غم بود زغم های جهان گشته خاموش بعضی وقت ها به قدری بد میشم که حالم از خودم بهم می خوره آنقدر بد میشم که فکر میکنم تو هم از من متنفری. می خوام آدم بشم با کی حرف بزنم؟ دیگر دوستی هم ندارم حالا با کی درد دل کنم؟ همه کسم را با هم ازم گرقتی.چرا؟ ضربه ی سختی بهم زدی.حالا که هیچ کس را ندارم تو باهام باش و هیچ وقت تنهام نگذار ...!
روی هر سینه سری گریه کند وقت وداع سر من وقت وداع گوشه ی دیوار گریست
بعد از مرگم روی سنگ مزارم بنویسید ...
شمع میسوزد و پروانه به دورش نگران ما که میسوزیم و پروانه نداریم چه کنیم؟
سلام
خوبی ؟ خوش میگذره؟ امتحانات چطور بود؟
خیلی دلم واست تنگ شده.
عجب شب بدی بود.جمعه شب را می گویم (13/10/87) تا نزدیک های صبح بیدار بودم .اون شب مامان بابا حسابی دعوام کردند. مامان اومد توی اتاقم من داشتم زیارت عاشورا می خواندم و گریه می کردم و واسه دوستم دعا میکردم. مامان هم که حال من را دید و میدانست من واسه چی و واسه کی دارم گریه میکنم گوشیم را بدون اجازه برداشت و برد. گریه میکردم رفتم تو اتاقشون ، مامان قسم خورد گوشیم را خورد میکنه چون به قول خودش از وقتی این گوشی را خریدم ازشون دور شدم.
همان موقع مامان LCD گوشیم را شکست. نمی تونستم تحمل کنم ، داشتم میمردم. مامان داد میزد گریه میکرد من هم از آن طرف گریه میکردم نمی تونستم دیگه حرف بزنم انگار لال شده بودم فقط با اشاره به بابا میگفتم: ببین داره گوشیم را خورد میکنه ، فقط میگفتم بابا.
قلبم درد گرفته بود نمی تونستم نفس بکشم ، بابا تحملش تمام شد گوشی را از مامان گرفت و من را هم از اتاق انداخت بیرون. اومدم توی اتاقم نشستم، گریه کردم ، قلبم خیلی درد میکرد جوری که پیش خودم گفتم همین امشب میمیرم.
ساعت یک شب بود رفتم توی اتاقشون گوشیم را بردارم دیدم گوشی دست بابا است و دارد SMS ها را میخواند خواهش کردم واسه چند ثانیه گوشیم را بدهد وقتی گوشی را دیدم گریه ام گرفت LCD گوشی خورد شده بود دلم شکست ، آخه خودم به قدری مواظبش بودم که حتی یه قطره آب روی LCD نریزد و خراب نشه چون وقتی خریدم سفارش کردند به صفحش آب نرسه چون حساسه .
من گوشی و هر دو خط هام را با پول خودم خریده بودم با پولی که بعد از مدتی پس انداز کرده بودم ، شاید واسه مامان بابا این پول چیزی نباشد ولی واسه خودم خیلی ارزش داشت، مامان حق نداشت گوشیم را بشکنه.
وقتی گوشی را گرفتم با اون صفحه شکسته چون لمسی بود به سختی تونستم چند تا عکس و صدا و... را حذف کنم بعد هم گوشی را به بابا دادم. به مامان گفتم ببین گوشیم را چیکار کردی؟
گفت تو نگران نباش فردا کاملا خوردش میکنم گفتم شما حق ندارید من این گوشی را با پول خودم خریدم گفت کدام پول؟ منظورت پول باباست؟گفت تو کار کردی پول در آوردی؟چرا تو باید گوشی خوب داشته باشی و من نداشته باشم؟ بگذار تو هم نداشته باشی. اصلا حرفش منطقی نبود نمیتونستم قبول کنم.
قلبم خیلی درد میکرد نفس کشیدن واسم سخت شده بود گریه می کردم ولی حرفی نزدم.مامان گفت : باورت میشه قلبم درد گرفته؟ خبر نداشت که گریه من هم بخاطر درد قلبم است من بهش نگفتم قلبم درد میکنه.
برگشتم توی اتاقم اصلا حالم خوب نبود گریه میکردم دلم شکسته بود قلبم درد میکرد نمی تونستم نفس بکشم. وای خدا چه شبی بود!
با اون وضعیت نشستم درس خواندم با اینکه آن موقع هیچی نمی فهمیدم ولی خواندم تا نزدیکای صبح بیدار بودم ولی در حال درس خواندن خوابم برده بود
صبح ساعت شش بیدار شدم و دوباره شروع کردم به خواندن.چون ساعت 10 امتحان عربی داشتم و باید تا آن موقع کتابم را می خواندم . صبحانه نخوردم رفتم مدرسه امتحانم را دادم بر گشتم خانه ناهار هم نخوردم اصلا نمی تونستم چیزی بخورم رفتم توی اتاقم و تا شب از اتاق بیرون نیامدم شام هم نخوردم.
امروز یکشنبه 15/10/87 ساعت 6:30 بعد از ظهر است و من دو روزه که لب به غذا نزدم و فقط آب خوردم.
می خواهم خودم را بکشم ولی جراتش را ندارم اما دیر یا زود این کار را میکنم.
غریبانه شکستم من اینجا تک و تنها
دل خسته ترینم در این گوشه دنیا
ای بی خبر از عشق که نداری خبر از من
روزی تو آیی که نمانده اثر از من
شب یلدا یا شب چله
( مراسم نوئل و بابا نوئل )
ایرانیان قدیم شادی و نشاط را از موهبت های خدایی و غم و اندوه و تیره دلی را از پدیده های اهریمنی می پنداشتند. مراسم نوروز، جشن مهرگان، جشن سده، چهارشنبه سوری و شب یلدا و سنت های دیگر در واقع بیانگر این حقیقت است که ایرانیان پس از رهایی از بیدادگری و ستم به شکرانه بازیافتن آزادی، جشن برپا می ساختند و پیروزی نیکی بر بدی و روشنایی بر تاریکی و داد بر ستم را گرامی می داشتند.
شب یلدا نیز یکی از این موارد است. در دوران کهن، شب مظهر تاریکی و تباهی و وحشت بوده و اغلب سعی می کردند که شب هنگام با افروختن آتش و افزودن نور، خانه روشن باشد. تا پلیدی و تباهی در آن راه نیابد. شب یلدا طولانی ترین شب ها است. یعنی تسلط تاریکی بر زمین از تسلط نور خورشید و روشنایی می کاهد. و چون فردای این شب روشنایی بر ظلمت غالب و روز طولانی می شود، ایرانیان تولد دوباره خورشید را که مظهر روشنایی است جشن می گیرند.
در ایران کهن هر یک از سی روز ماه، نامی ویژه دارد، که نام فرشتگان است. نام دوازده ماه سال نیز در میان آنهاست. در هر ماه روزی را که نام روز با نام ماه یکی باشد، جشن می گرفتند .
دی ماه، در ایران کهن، چهار جشن، وجود داشت. نخستین روز دی ماه و روزهای هشتم، پانزدهم و بیست و سوم، سه روزی که نام ماه و نام روز یکی بود. و در این سی روز ماه، سه روز آن «دی» نام دارد و هر سه روز را در گذشته جشن می گرفتند. امروز از این چهار جشن تنها شب نخستین روز دی ماه، یا شب یلدا را جشن می گیرند، یعنی آخرین شب پاییز، نخستین شب زمستان، پایان قوس، آغاز جدی و درازترین شب سال.
یلدا از نظر معنی معادل با کلمه نوئل از ریشه ناتالیس رومی به معنی تولد است و نوئل از ریشه یلدا است .
واژه یلدا سریانی و به معنی ولادت است . ولادت خورشید ( مهر و میترا ) و رومیان آن را ( ناتالیس انویکتوس ) یعنی روز ( تولد مهر شکست ناپذیر ) نامند .
آیا می دانید حکایت درخت کریسمس و ستاره بالای آن چیست ؟
![]()
از منابع رومی می دانیم که پیران و پاکان در این شب به تپه ای رفته ، با لباس نو و مراسمی از آسمان می خواستند که آن «رهبربزرگ» را برای رستگاری آدمیان گسیل دارد و باور داشتند که نشانه زایش آن ناجی ، ستاره ایست که بالای کوهی – به نام کوه فیروزی- که دارای درخت بسیار زیبایی بوده است، پدیدار خواهد شد.
ظاهرا پس از مسیحی شدن رومیان، سیصد سال بعد از تولد عیسی مسیح، کلیسا جشن تولد مهر را به عنوان زادروز عیسی پذیرفت، زیرا، موقع تولد او دقیقا معلوم نبود. ازین روست که تا امروز بابانوئل با لباس و کلاه موبدان ظاهر می شود و درخت سرو و ستاره بالای آن هم یادگار مهری هاست،
همچنین گفته میشود وقتی میتراییسم از تمدن ایران باستان در جهان گسترش یافت،در روم وبسیاری از کشورهای اروپایی ،روز 21 دسامبر ( 30 آذر ) به عنوان تولد میترا جشن گرفته میشد.ولی پس از قرن چهارم میلادی در پی اشتباهی که در محاسبه روز کبیسه رخ داد . این روز به 25 دسامبر انتقال یافت
آیین شب یلدا یا شب چله
صدای پای یلدا آرام آرام به گوش می رسد . پدربزرگها و مادر بزرگها خانه را برای استقبال از فرزندان می آرایند و فرزندان و نوه ها نیز از آن سوی برای دیدار بزرگان خانواده بی قرارند .
برگزاری مراسم یلدا ، آیینی خانوادگی است و گردهمایی ها به خویشاوندادن و دوستان نزدیک محدود میشود .
ایران کشوری با فرهنگی غنی است که مردمانش بنا به ذوق و سلیقه و طبیعت منطقه ای که در آن زیست می کنند هر یک برای برگزاری سنت های کهن آداب خاص خود را دارند
آیین شب یلدا یا شب چله، خوردن آجیل مخصوص ، هندوانه، انار و شیرینی و میوه های گوناگون است که همه جنبه نمادی دارند و نشانه برکت، تندرستی، فراوانی و شادکامی هستند.
فال حافظ و شاهنامه خوانی
یکی دیگر از رسم های شب یلدا، «فال حافظ گرفتن» است اگر رسم ها و آیین های دیگر یلدا را میراثی از فرهنگ چند هزار ساله بدانیم ولی فال حافظ گرفتن در شب یلدا در سده های اخیر به رسم های شب یلدا افزوده شده است.
شاهنامه خوانی و قصه گویی پدربزرگ و مادربزرگ دور کرسی برای کوچکترها نیز از آیین های یلدا است که خاطرات شیرینی برای بزرگسالی آنها فراهم می آورد.
فهرست 70 زوج هنری ایران
پژمان بازغی (بازیگر) ---- مستانه مهاجر (تدوینگر)
رخشان بنیاعتماد (کارگردان ----( جهانگیر کوثری (تهیهکننده، مجری(
کمند امیرسلیمانی (بازیگر) ---- ورقا عامری (عکاس(
تهمینه میلانی (کارگردان) ---- محمد نیکبین (تهیهکننده(
لادن طباطبایی (بازیگر) ---- سعید تهرانی (بازیگر، تهیهکننده(
مهناز افضلی (بازیگر) ---- حسن پورشیرازی (بازیگر)
حمید سمندریان (کارگردان) ---- هما روستا(بازیگر(
بهزاد فراهانی (بازیگر)---- فهمیه رحیمنیا(نویسنده)
افسر اسدی (بازیگر) ---- اصغر همت(بازیگر)
محمد رحمانیان (کارگردان) ---- مهتاب نصیرپور )بازیگر(
امین تارخ (بازیگر) ---- منصوره شادمنش )نویسنده)
مینا جعفرزاده (بازیگر)---- بهمن زرینپور )کارگردان(
جمشید آهنگرانی (نویسنده)---- منیژه حکمت )کارگردان(
حسن جوهرچی (بازیگر) ---- مهناز بیات (منشی صحنه(
لادن مستوفی (بازیگر ) ---- شهرام اسدی )کارگردان(
الهام چرخنده (بازیگر) ---- فرشید نوابی )بازیگر(
شاهرخ فروتنیان (بازیگر) ---- افسانه چهرهآزاد (بازیگر)
آتیلا پسیانی (بازیگر) ---- فاطمه نقوی (بازیگر)
پانتهآ بهرام(بازیگر) سیامک احصایی(طراح صحنه و لباس)
-محمد یعقوبی(کارگردان تئاتر) آیدا کیخایی(بازیگر)
-رویا نونهالی(بازیگر) رامین حیدری فاروقی(مستندساز)
-نغمه ثمینی(فیلمنامه نویس و نمایشنامه نویس)پیام فروتن(طراح صحنه و لباس)
-غزل شاکری(بازیگر) علی زارع(عکاس)
-محمد صالحاعلا(بازیگر ، نویسنده و کارگردان)شورانگیز طباطبایی(بازیگر)
بهنوش بختیاری(بازیگر) سابق معراج محمدی (خواننده)
کامبوزیا پرتویی (کارگردان) ---- فرشته صدرعرفانی (بازیگر)
مائده طهماسبی (بازیگر) ---- فرهاد آئیش (بازیگر)
داریوش مهرجویی(کارگردان) ---- وحیده محمدیفر (فیلمنامه نویس و منشی صحنه)
نادر مقدس (کارگردان) ---- افسانه منادی (کارگردان)
علیرضا امینی (کارگردان) ---- فرناز جمشیدی مقدم (منشی صحنه)
محمود پاک نیت (بازیگر) ---- مهوش صبرکن (بازیگر)
محمدرضا شریفینیا (بازیگر) ---- آزیتا حاجیان (بازیگر)









